پرسش و پاسخ کاربران
"مشاوره با دكتر بيژن فروغ پروفسور دانشگاه علوم پزشكي ايران رئیس گروه دانشگاه و رييس بخش بيمارستان فيروزگر"
با سلام
آقای دکتر پسری ده ساله دارم که کف پای صاف دارد هفته قبل رادیوگرافی از مچ و کف پایش انجام شد که جوابش به صورت زیر است
مچ پاها عارضه ای ندارد استخوانهای تارس فاقد ضایعه بوده و در پای چپ هالوس والگوس خفیف مشاهده میگردد و بقیه مناطق در کف پا فاقد ضایعه است .
ما در رشت زندگی می کنیم به پزشک متخصص مراجعه کردم گفتند فقط با کفی های طبی می شود جلوی تشدید وضعیت پا را گرفت به خاطر وضعیت پای پسرم خیلی ناراحت و نگرانم خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید تا این مشکل را حل کنم چون به خاطر این مسئله کاملا افسرده وعصبی شده ام منتظر راهنمایی شما هستم
پاسخ:
با سلام کف پای صاف در خیلی از افراد جامعه دیده می شود و بعنوان یک بیماری مطرح نیست .کف پای صاف اختلالی در زندگی عادی افراد ایجاد نمی کند .جالب است بدانید تعدادی از قهرمانان ورزشی جهان دارای کف پای صاف هستند و جالبتر آنکه بعضی از این قهرمانان در رشته هایی مانند دوندگی فوتبال و... فعالیت دارند.درمان کف پای صاف کفی طبی کفش طبی ورزش مناسب پا و انجام ورزش تفریحی مناسب است. برای اطلاعات بیشتر و آموزش ورزشهای کف پای صاف به آدرس زیر مراجعه کنیدhttp://www.bijanfr.blogfa.com/post-74.aspx
تلفن کلینیک 66572220
سلام.من جوانی هستم ۲۲ساله استخوان گردن لگنم شکسته پامو عمل کردم حدود ۲ماه از عملم گذشته تقریبا عمل خوبی هم داشتم ولی بعد از ۲۰ساعت عمل شدم می خواسم بدونم احتمال سیاه شدن استخوان گردن لگن من چقدر هستش.
پاسخ:
با سلام احتمال سیاه شدن مفصل لگن در شکستگی لگن بستگی به محل شکستگی دارد در شکستگیهای مفصلی احتمال بیشتر است ولی در شکستگیهای دور از مفصل احتمال کمتر است ولی کسانیکه جراحی می شوند جراح توجه زیادی به این عارضه نموده و با انجام تمهیداتی احتمال این عارضه را کمتر خواهد کرد.با توجه به اینکه دو ماه از عمل شما می گذرد و علائم رضایتبخش بوده شانس این عارضه در شما خیلی مطرح نخواهد بود.مهمترین روش بهبودی شما در این مرحله ورزش در آب فیزیوتراپی مناسب و استفاده از کفش مناسب است.نکات مربوط به شکستگی لگن را در زیر بخوانید.تلفن مشاوره کلینیک 09305401821
شکستگی لگن خاصره معمولا در اثر ضربه مستقیم همراه با فشار به لگن خاصره ایجاد میشود. اما گاهی نیز بر اثر نیروی غیر مستقیم ایجاد میگردد. به عنوان مثال در تصادفات رانندگی زمانی که زانوی شخص به داشبورد اتومبیل میخورد، نیروی زیادی به سر استخوان ران وارد میشود که میتواند باعث شکستگی لگن شود.
علائم • نشانههای عوارض شکستگی • درد و حساسیت در ناحیه باسن و کشاله ران که بر اثر حرکت، بیشتر میشود. • مصدوم به حالت خوابیده به پشت با وجود اینکه سالم به نظر میرسد قادر به نشستن یا برخاستن نیست و پای سمت آسیب دیده معمولا به سمت بیرون چرخیده است. • اگر مثانه یا مجاری ادراری آسیب دیده باشند مصدوم میل شدیدی به دفع ادرار دارد و اگر ادرار کند ممکن است آغشته به خون باشد. • در صورت خونریزی داخلی یا خارجی علائم و نشانههای شوک مانند افت فشار خون و تند شدن نبض و ... ممکن است وجود داشته باشد. عوارض شکستگی لگن خاصره از عوارض عمده شکستگی لگن خاصره ، آسیب به احشاء (از جمله مجاری ادراری و مثانه ، رکتوم یا واژن) و خونریزی داخلی میباشد که ممکن است مصدوم مقدار زیادی خون از دست بدهد. مصدوم حتی ممکن است تا 4 لیتر خون از دست بدهد و همین سبب شوک و مرگ مصدومین بشود. شكستگي لگن دومين شكستگي شايع در كشور است كه از نظر خطر جاني در رتبه اول شكستگيها قرار دارد. یک مطالعه مرتبط: مقدمه:
شكستگي لگن بدنبال تروماي شديد ايجاد مي شود كه بدليل صدمات همراه و عوارض مي تواند باعث مرگ و مير شود. اين مطالعه عوارض مختلف شكستگي لگن را مورد بررسي قرار داده است.
روش مطالعه:
اين پژوهش يك مطالعه توصيفي مي باشد. جمعيت مورد مطالعه بيماران بستري شده با تشخيص شكستگي لگن در طول يك سال (82) در بيمارستانهاي اردبيل كه حدود 74 نفر بودند. جمع آوري داده ها با استفاده از شرح حال، معاينه فيزيكي و استفاده از پرونده بيمار و گزارش راديولوژيكي و تكميل پرسشنامه مربوطه صورت گرفته و نتايج بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج:
از نظر سني 6.74درصد از بيماران مرد و 4.25درصد زن بودند و بيشتر بيماران 4.59درصد در محدوده سني 40-21 سال بودند و شايعترين علت آسيب لگني تصادف با اتومبيل به عنوان سرنشين بود (8.37درصد) آسيب لگني در همه بيماران از نوع غير نافذ و بيشتر شكستگي ها پايدار بودند (7.79درصد) شايعترين آسيب همراه صدمات سر و گردن و شايعترين عارضه شكستگي لگن آسيب دستگاه ادراري تناسلي (6.16درصد) بودند. ساير عوارض به ترتيب شيوع شامل شوك هموراژيك و آسيب عصبي 5.9درصد، آسيب ركتوم و آسيب هاي عروقي (1.4درصد) بودند و مرگ و مير بيماران در حدود 8.6درصد بود.
بحث و نتيجه گيري: آمار بدست آمده از لحاظ شيوع نسبي درصد عوارض شكستگي با آمار مربوط به مطالعات خارجي مشابه بود. سن، جنس، صدمات همراه و ميزان مرگ و مير بيماران به طور نسبي مطابق با آمارهاي خارجي بود.
نقش تغذیه در جوش خوردن شکستگی ها:
سال ها طول می کشد تا یک شکستگی کاملا جوش بخورد. عوامل زیادی در جوش خوردن شکستگی ها نقش دارند مانند سن بیمار، نوع استخوان شکسته شده، شدت نیرویی که به استخوان وارد شده و آن را شکسته است، صدمه نسج نرم همراه، باز یا بسته بودن شکستگی، وجود عفونت، بیماری های زمینه ای، تغذیه و داروهای مختلف. یک انسان بالغ با فعالیت فیزیکی متوسط روزانه به 2500 کالری نیاز دارد که از طریق تغذیه تامین می شود، همین انسان در صورتی که دچار چند شکستگی شود میزان کالری مورد نیاز وی به شش هزار کالری افزایش خواهد یافت که باید آن را از طریق تغذیه تامین کرد.
مصرف مايعات در روز اول پس از عمل. بعد از آن رژيم خاصي لازم نيست. البته امكان دارد توصيه شود كه كلسيم رژيم غذايي بيشتر باشد.
پروتیین ها
مهمترین ماده غذایی جهت تامین کالری پروتین ها می باشند. مصرف کم آنها باعث می شود که شکستگی ضعیف جوش بخورد و مدت جوش خوردن نیز طولانی شود. پروتئین ها باعث افزایش جذب کلسیم از روده و نیز افزایش نشستن کلسیم روی استخوان می گردند. یکی از مهمترین مواد تشکیل دهنده پروتئین ها در این مورد لیزین نام دارد که در شیر کم چرب، ماهی، سویا و مخمرها وجود دارد . بهتر است منبع تامین کننده پروتئین ها گیاهی باشد چون پروتئین های حیوانی مانند گوشت قرمز باعث برداشت کلسیم از استخوان و دفع آن از کلیه ها می گردند. پروتئین های گیاهی را که به این منظور میشود استفاده کرد در غلات، لوبیا، و سبزیجات به مقدار زیادی وجود دارند.
مواد معدنی
مهم ترین مواد معدنی استخوان کلسیم و فسفر می باشند، که بخصوص کلسیم در مواد غذائی زیر به مقدار زیادی وجود دارد. ماست کم چرب (هر لیوان ماست حدود 350 میلی گرم کلسیم دارد)، ساردین، سبزیجات سبز، اسفناج، بادام، پرتقال (هر عدد پرتقال متوسط حدود 50 میلی گرم کلسیم دارد)، سویا و بادام زمینی. بنا بر این خوردن این مواد در جوش خوردن شکستگی ها مفید است.
مواد معدنی دیگری که باعث تحریک جوش خوردگی میشوند عبارتند از روی، مس، سیلیکون و منیزیم.
روی کمک به ساخته شدن کال (جوشگاه شکستگی) کرده و کمک کننده تولید پروتئین های استخوان ساز است.مس کمک کننده به تشکیل بافت همبند استخوان است.
سیلیکون کمک کننده به تشکیل بافت همبند استخوان و افزایش جذب کلسیم از روده می باشد.
منیزیوم جهت متابولیسم کلسیم وجود آن لازم است.ویتامین ها ویتامین های E، B6, K, D وC در تشکیل جوشگاه شکستگی و درسرعت جوش خوردن شکستگی نقش مهمی دارند
ویتامین C : کمک کننده در تشکیل بافت همبند استخوان و ضد مواد اکسیدانت که مانع جوش خوردن هستند میباشد.
ویتامین D: تنظیم کننده جذب کلسیم مواد غذائی در روده است. ۱۵ دقیقه تابش آفتاب به پوست بدن در روز تمامی احتیاجات ویتامین D بدن را تامین می کند، البته تابش آفتاب نباید از پشت شیشه باشد
ویتامین K : باعث نشستن کلسیم روی استخوان و سبب کاهش دفع کلسیم از ادرار می شود. از طرف دیگر استخوان سازی را تحریک نموده و مانع پوکی استخوان است.
ویتامین B6 : تنظیم کننده اثرات ویتامینK روی استخوان است،
ویتامین E: ضد اکسیدانت های آزاد که اثر تخریبی روی استخوان دارند است.
بعضی از مواد غذایی باعث افزایش دفع کلسیم از ادرار می شود، در نتیجه روی استخوان اثر تخریبی داشته و جوش خوردن را به تاخیر می اندازند. این مواد عبارتند از کافئین (قهوه، نوشابه)گوشت قرمزمشروبات الکلیشکر (شیرینی جات، نوشابه) مصرف بیش از حد شکر مانع جذب پروتئین ها و سایر مواد غذایی از روده می شود.نمکخلاصه برای اینکه شکستگی زودتر جوش بخورد باید نکات زیر را در رژیم غذایی رعایت کرد.مواد غذایی زیر را مصرف کنید:1. مقدار کافی پروتئین پروتئین های گیاهی ترجیح داده می شوند2. کلسیم از طریق مواد غذایی یا داروهای مکمل 3. مصرف بیشتر مواد غذایی که لیزین دارند شیر کم چرب، ماهی، سویا و مخمرها 4. ویتامین های E , C , B6 , D , K 5. مواد غذایی شامل منیزیم ، روی ، مس و سیلیکوناز مواد غذایی زیر پرهیز کنید:
1. شکر2. نمک3. گوشت قرمز4. مشروبات الکلی5. کافئین، قهوه، نوشابه
در پایان باید ذکر شود که یکی از عوامل موثر که باعث اختلال در جوش خوردن شکستگی می شود، سیگار است. مصرف دخانیات باعث می شود که قطر سرخرگ ها 25 درصد کمتر شود. این تنگی عروق، گذشته از عوارض زیادی که دارد باعث می شود که مواد غذایی و دیگر عوامل موثر به محل جوش خوردگی کمتر برسد و در نتیجه شکستگی دیرتر جوش بخورد و یا اصلا خوش نخورد.
با سلام
دختری 22 ساله هستم زانوی من در طول روز چند بار صدا میده و موقع نشستن بر زمین و از پله بالا رفتن درد میکند ایا مشکل جدی است؟ و در ضمن من به شدت گودی کمر دارم چند سالی بود داشتم اما چون مشکل ساز نبود به دکتر مراجعه نکردم در طول روز احساس خستگی میکنم در شب دردم بیشتر میشود طوری که شبها نمیتونم به پهلو بخوابم و از لحاظ ظاهری هم خیلی جالب نیست چه راهی به من پیشنهاد میکنید؟
پاسخ:
با سلام صدای زانو بدون علائم اهمیت خاصی ندارد ولی با توجه به اینکه صدای زانوی شما با در د همراه است نیاز به بررسی و توجه دارد .شایعترین علت در سن شما معمولا کوندرومالاسی کشکک و با اصطلاح عام ساییدگی کششک است.نیاز به بررسی رادیوگرافی و معاینه بالینی وجود دارد درصورت اثبات در مان آن با روشهای ورزش درمانی تغییر در نحوه فعالیتهای روزمره دستورات اصلاحی برای عملکرد صحیح مفاصل اصلاح نحوه بالا یا پایین رفتن از پله ها اصلاح کفش و کفی و استفاده صحیح از صندل استاندارد در محیط خانه است.
در خصوص قوس کمر ارزیابی قوس کمر و اطمینان از میزان درجه افزایش گودی کمر مرحله اول در تصمیم گیری برای درمان است.افزایش میزان خستگی در طول روز و در د در طول شب نشانه اشکال در بیومکانیک مفاصل است که باید بررسی شود . در واقع سیستم بدن طوری طراحی شده است که عضلات در قسمتهای مختلف باید با هم هماهنگ عمل کنند و عدم هماهنگی عضلات و مفاصل در حرکات مختلف منجر به بروز خستگی خواهد شد .هماهنگ کردن حرکات عضلات و مفاصل اهمیت زیادی دارد این هدف گاهی با انجام ورزشهایی مانند یوگا و یا پیلاتس و تای چی میسر است البته معاینه بالینی برای راهنمایی شما ضروریست.تلفن کلینیک 66572220
> سلام آقای دکتر
> ابتدا بسیار تشکر می کنم راهی را پیش روی بیماران قرار داده اید که بتوانند با شما در ارتباط باشند و از شما مشاوره بگیرند. خدا خیرتان بدهد.> جنس: مونث - سن :34> من بخاطر سردردهای چندساله و خشکی و درد گردن جدیدا به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کردم و پس از انجام ام.آر.آی معلوم شد مهره پنج و ششم گردن من دارای تنگی کانال نخاعی می باشد.ایشان برای سردرد من قرصهای پروپرانولول و ایمی پرامین و گاباپنتین را تجویز کردند و برای مشکل مهره گردنم استفاده سه هفته مداوم از هت صبح تا 7 عصر از گردن بند طبی فیلادلفیا و انجام 10 جلسه فیزیوتراپی را تجویز کردند. به یک متخصص طب فیزیکی دیگری مراجعه کردم و ایشان گفتند که باید 10-12 جلسه طب سوزنی جهت سردردم و سپس لیزر برای مهره گردن و انجام تزریق به این مهره ها برای مشکل گردنم تجویز کردند. حال سوال من این است آیا فیزیوتراپی برای این مورد مناسب است و آیا جوابگو است؟ آیا دستورات متخصص مغز و اعصاب می تواند راه حلی برای این مشکل گردن باشد؟ ممنون می شوم راهنماییم نمایید
پاسخ:با سلام شما مبتلا به سر درد با منشائ گردنی هستید .برای تنگی نخاع خفیف استفاده از فیلادلفیا توصیه نمی شود. معایت=نه گردن در تصمیم گیری نوع درمان مهم است احتمالا همکار طب فیزیکی متوجه سفتی در عضلات گردنی شده اند و رو ش طب سوزنی و لیزر را توصیه کرده اند خوشبختانه نتایج درمانی در این نوع سر درد بسایر خوب است.استفاده از دارو باعث مزمن شدن درد می گردد حتی الامکان با حداقل دارو باید درمان انجام شود هدف از درمان اصلاح مشکل اصلی است نه ساکت کردن درد تجویز ورزشهای مناسب بخصوص ورزشهای اطراف شانه در روند بهبودی بسیار موثرند..تلفن کلینیک 66572220.
با سلام وخسته نباشيد خدمت شما من مردي هستم ٢٨ ساله درناحيه مفاصل لگن (هردو مفصل) دچار ساييدگي مفصل شدم در ضمن اوايل صبح هم دچار درد شديد در ناحيه كمر ميشم كه مخل اسايش و خوابم شده جديدا هم چند وقته كه كف پاي راستم و كمي پاي چپ در ابتداي صبح توي حركت و راه رفتن شديدا درد ميكنه ازمايش hla27 هم دادم كه منفي بوده و مفصل زانوي چپم هم گاهي اوقات اذيتم ميكنه در كل بخوام بگم خيلي از مفاصلم درد ميكنه چندساله تحت نظر دكترهاي زيادي بودم ولي كمر دردم در ابتداي صبح خيلي اذيتم ميكنه. و در اخرين ازمايش خون هم دچار كمخوني شديد بودم ممنون ميشم كه راهنماييم بكنيد . محسن پهلواني مشهد مقدس
پاسخ : با سلام در سن شما ساييدگي مفصل لگن امكانپذير نيست مگر اينكه علت زمينه اي وجود داشته باشد .سابقه استفاده از داروها مانند داروهاي ضد تشنج كورتون .و.... در بروز آن موثر است. نكروز مفصل لگن از علل شايع است كه در بررسي ام آرآي و عكس راديوگرافي مشاهده مي گردد. سابقه ضربه يا شكستگي در لگن يا ران از علل ديگر است.ورزشهاي غير استاندارد و بدون برنامه و تغذيه نامناسب نيز مطرح است.علل ارثي نيز در بروز ساييدگي زودرس لگن دخيل است.تمامي موارد بايد مورد بررسي قرار گيرند.تا تشخيص نهايي بايد فشار مفصل را به حداقل ممكن برسانيد استفاده از كفش طبي و كفي طبي مناسب ميزان تخريب مفصل را به حداقل ممكن مي رسان.استفاده از توالت فرنگي بايد در برنامه زندگي شما منظور شود. ورزشهاي درون آب انتخاب خوبي در روند درمان شماست. بسته به شدت علائم استفاده از عصا هم كمك كننده است. تلفن مشاوره كلينيك 66572220
آقای دکتر من یه مشکل بزرگ دارم که خیلی ناراحتم میکنه، من زانوهای خیلی لاغر و کلا پاهای لاغری دارم و چون قدم بلنده و چهارشونه هستم خیلی میزنه تو ذوق...من 27 سالمه قدم 173 و وزنم 72 کیلو هستش...بابت این مشکلم نمیدونم باید چیکار کنم . یه مدت تصمیم گرفتم وزنمو زیاد کنم که شاید پاهام پر بشه اون موقع 63 کیلو بودم اما بالاتنم بیشتر چاق شد و پاهام یکم که بدتر شد. من سابقه بیماری خاصی ندارم متاهل هستم...آقای دکتر ممکنه این ژنتیکی باشه؟ اینم بگم وقتی راه میرم زانوهام خالی میکنه یعنی تا میشه و کلا زانوهای خیلی ضعیفی دارم آقای دکتر با همه اینا امیدی هست؟ ممنون میشم جواب بدین
با سلام لاغری پاها معمولا ارثی است در صورتیکه علائمی مانند درد پاها ضعف خستگی کاهش توانایی در عضلات همراه با آن باشد اهمیت دارد .در صورتیکه ضعف در قسمتهای دیگر تدن نیز وجود داشته باشد مهم است.در اینصورت برای تشخیص باید نوار عصب و عضله انجام شود تا از سلامت عضلات و نورونها اطمینان حاصل شود.توصیه می شود با مراجعه به پزشک نوار عصب و عضله را انجام دهید.ورزشهای تقویت عضلات چهار سر ران را با مراجعه به کلینیکهای طب فیزیکی و توانبخشی آموزش دیده و انجام دهید.و در نهایت در صورت طبیعی بودن نوار عصب و عضله بدانید لاغری پاها به تنهایی بعنوان یک بیماری شناخته نمی شود و یک شکل طبیعی قلمدادمی شود مانند اختلافاتی که در شکل ظاهری قسمتهای دیگر بدن وجود دارد مثلا فردی ابروی پیوسته دارد دیگری ابروی جدا از هم یکی ابروی توپر دارد دیگری ابروی باریک .فردی ابروی نزدیک به چشم دارد دیگری ابرویی با فاصله از چشم. هیچکدام از این شکلها غیر طبیعی نیست و لی تا حدی می توان به آن دست برد و تغییراتی در آن داد ولی ضرورتی ندارد بدلیل ظاهر خدادادی از کسی خجالت بکشید اعتماد به خودتان داشته باشید و زندگی را سخت نگیرید.
من دوباره به پزشک ارتوپد مراجعه کردم و ایشان ام ار آی هر دو زانو و رادیگرافی تری جوینت رو تجویز کردند ... نتیجه تری جوینت زاویه زانوی راست رو بصورت 178/2 درجه و زانوی چپ رو 175/5 درجه نشون میداد ... و جواب رادیولوژی مشکل خاصی رو نمی گفت ... اما نتیجه ام ار آی برای هر دو زانو این بود :
There is grade 2 tear in posterior horn of medial meniscus ...
دکتر هم گفت پارگی درجه 2 مینیسک دارم و یک سری حرکات تقویت کنننده عضلات ران توصیه کرد و دو تا آمپول بتامتازون نوشت ... و گفت فعلا این حرکات رو انجام بده تا در نهایت ببینیم چی میشه ممکنه احتیاج به عمل داشته باشه ...
سوال من اینه که آیا این پارگی درجه 2 با حرکات ورزشی ترمیم میشه ؟ یعنی یه غضروف پاره شده دوباره اصلاح میشه ؟ من چند وقت باید این حرکات رو انجام بدم ؟ نظر شما چیه ؟ حرکات بدنسازی مربوط به پا در باشگاه کدومشون مناسب هست ؟
پاسخ:
باسلام در صورتیکه ورزشکار حرفه ای نیستید توصیه به جراحی نمی کنم. بهتر ست از طریق ورزش درمانی و فیزیوتراپی بتدریج در مان انجام شود بدیهی نتیججه درمان در دراز مدت حاصل خواهد شد. تجربه خوبی از تزریق پی آرپی در زانو در مرکز فیروزگر داریم .در صورت تمایل می توانید با شماره 82141229 برای بررسی جهت امکان تزریق پی آرپی تاس بگیرید .خوشبختانه این روش در مورد بیمارنی مانند شما موفقیت آمیز بوده و علائم بیمارن را مرتفع کرده است.روش دیگر تزریق سیلین هیپرتونیک است که این روش نیز در درمان بیماران موفقیت آمیز بوده وروش مطلوب و جدیدی برای درمان ضایعهمنیسک بشمار می رود.در صورت تمایل با در درست داشتن این ایمیل با تلفن فوق الذکر هماهنگ نوده وو به کلینیک طب فیزیکی و توانبخشی فیروزگر وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نماید.با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب اقای دکتر بیژن فروغمن بعد از جستجو درباره استفاده ازروشtmsتصادفی با مرکز وروشهای درمانی شما آشنا شدم.پدرم74 ساله هستند ودر سال 89 دچار سکته مغزی شده اندالبته ایشان سال 76 سکته قلبی را پشت سر گذاشتند ودر سال 86 هم تحت عمل رادیکال ماستکتومی قرار گرفتند که شیمی درمانی و پرتو درمانی و بقیه کارها انجام شد و حال عمومی ایشان خیلی خوب بوددر ضمن سابقه هیچ بیماری زمینه ای مثل فشار خون دیابت چربی بالا و دیگر بیماریها را نداشته اند.سیگار و مشروب هرگز استفاده نکرده اند در دوران جوانی ورزشکار بودهاند وبعد از ان هم ورزش و پیاده روی جز جدانشدنی زندگیشون بوده .البته در عررض این دوسال با مراقبت زیادو فیزیو تراپی بهتر شده اند کارهای نظافتی را انجام میدهن د وبرای پیاده روی به پارک مرند ولی یک دست ویک پا همچنان نمیتونند کار زیادی انجام بدهند ودر ضمن عدم کنترل ادرارشون زیاد شده که معضل بزرگیه در ضمن تحت نظر متخصص کلیه هم هستند جناب اقای دکتر رهبرمیخواستیم بدونیم ایا این روش جدید شما برای پدرم مناسب است یا نه؟طول درمان و عوارض چطوریه؟با توجه به اینکه شهرستان زندگی میکنند و رفت و آمد کمی براشون مشکله در صورت امکان اطلاعاتی به ما بدهید تا در صورت صلاحدید شما به زودی بیاییم خدمتتان ممنون و متشکرمپاسخ:با سلام اطلاعاتی که در مورد tms لازم است در وبلاگ توضیح داده ام ولی بطور کلی این روش کاربدهایی دارد که در زیر توضیح آن بیان می شود. در مورد پدر شما نیز این روش می تواند مفید باشد البته به جز این روش روشهای دیگر توانبخشی مانند بیوفیدبک و روشهای دیگری از این قبیل می تواند مفید باشد. برای درمان ابتدا باید بیمار شما ویزیت شود و در صورتیکه شرایط مساعد را داشت دو هفته درمان باید انجام شود .جهت هماهنگی با تلفن 82141229 تماس بگسرید.
یکی از تکنولوژیهای نوین که امروز در حیطه های مختلف پزشکی بویژه در زمینه بیماریهای مغز و اعصاب مورد توجه فراوان قرار گرفته، تحریک سلولهای مغزی از طریق جمجمه یا به اختصار TMS است که مخفف عبارت Transcranial Magnetic Stimulation می باشد. از آنجایی که مغز پس از بروز آسیب اولیه، دارای سلولهای زنده ولی غیر فعال یا عملکرد مختل فراوانی در اطراف منطقه مرده است، عملا” بیمار بیش از میزان سلولهای از دست رفته مغز خود، دچار نقص و ناتوانی می گردد.
در تحریک مغزی پزشک آموزش دیده به توسط امواج الکترومغناطیسی مناطق ویژه ای از مغز را مورد هدف قرار می دهد، نتیجه عمل افزایش تعداد سلولهای فعال و نتیجتا” بهبود عملکرد مغز است که به کاهش نقائص جسمی منجر خواهد شد(می توان با برنامه به زندگی بازگشت .
لازم به ذکر است که تحریک سلولهای مغزی باید در یک
برنامه جامع به تعداد و زمان مناسب و در کنار سایر درمانهای توانبخشی صورت پذیرد تا بیمار از حداکثر فواید درمانی آن برخوردار شود.
استفاده از این تکنولوژی در صورتی که توسط پزشک دارای تجربه صورت گیرد، هیچ عارضه ای نداشته و بیمار در طی روند توانبخشی خود توانایی های جدیدی را که ناشی از افزایش میزان سلولهای با کفایت مغزی است، تجربه خواهد نمود.
این روش درمانی برای اولین بار در کشور در کلینیک تبسم و به توسط دکتر روزبه کاظمی و دکتر بیژن فروغ بر روی بیماران مبتلا به سکته مغزی و آسیبهای نخاعی آغاز شد و تا کنون تعداد بسیاری از هموطنان از فواید درمانی آن بهره مند شده اند.
TMS مخفف (Trans cranial Magnetic Stimulation) یا تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه می باشد. TMS یک روش غیر تهاجمی (Non Invasive) برای تحریک نورونهای مغزی است. جریان های ضعیف الکتریکی در اثر میدانهای مغناطیسی که به سرعت تغییر می کنند در مغز ایجاد شده و باعث تحریک سلولهای مغزی می شود (القای الکترومگنتیک). با این روش فعالیت مغز می تواند با کمترین احساس درد و discomfort تحریک شده و عملکرد جریانها و ارتباطات درون مغز بررسی شود. مزیت TMS امکان انجام آن در بیمار بهوش (Awake) و دیدن همزمان اثرات تحریک می باشد.rTMS یا (Repetitive Trans cranial Magnetic Stimulation) می تواند اثرات ماندگار (Long lasting effects) در مغز ایجاد کند. مطالعات بسیاری نشان داده اند که rTMS می تواند یک روش درمانی بعضی حالات نورولوژیک مانند میگرن[Migraine]، سکته مغزی[Stroke]، بیماری پارکینسون و دیستونی، Tinnitus و حالات روانپزشکی مانند Major Depression و Auditory Hallucinations باشد.
تاریخچه:اصول تحریک القایی مغز با جریانهای مغناطیسی اولین بار در قرن 19 مورد استفاده قرار گرفت. اولین TMS موفقیت آمیز در سال 1985 توسط دکتر Barker در Sheffield انگلیس انجام شد و هدف آن نشان دادن انتقال ایمپالسهای عصبی از مغز به نخاع بود.
تأثیرات روی مغزجزئیات دقیق اثر TMS روی مغز هنوز در حال بررسی می باشد. مطالعات فعلی دو نوع تأثیر را بر اساس روش تحریک نشان می دهند.
تحریک منفرد یا دو تایی Single or Paired pulse TMS
تحریک در این روش باعث دیولوریزاسیون و تخلیه الکتریکی نورونهای نئوکورتیکال در زیر منطقه تحریک می شوند که در صورت استفاده در Primay Motor Cortex می تواند باعث فعالیت عضلانی بصورت پتانسیل برانگیخته عضلانی (MEP) شود که با EMG قابل رکورد می باشد. درصورت استفاده روی کورتکس اکسیتیپال (Phosphenes) یا نورهای فلش مانند توسط بیمار احساس می شود. در بیشتر مناطق دیگر مغزی بیمار بصورت هوشیار هیچ احساسی نخواهد کرد ولی رفتارهای وی می تواند اندکی تغییر کند (مثل زمان پاسخگویی به یک فعالیت). تغییرات فعالیت مغزی می توانند با fMRI یا PET دیده شوند. تغییرات ایجاد شده با Single pulse TMS بیشتر از زمان تحریک دوام نمی آورند.rTMS
rTMS باعث تغییراتی می شود که بیشتر از زمان تحریک دوام می آورند.rTMS می تواند باعث تحریک یا کاهش تحریک پذیری مسیرهای Corticospinal یا Corticocortinal بر اساس شدت تحریک، محل Coil و فرکانس تحریک شود. تغییرات سیناپسی بصورت LTP (Long Term Potentioation) و LTD (Long Term Depression) می تواند ایجاد شود.
استفاده بالینی
استفاده از TMS و rTMS را می توان به کاربرد های درمانی و تشخیصی تقسیم نمود.کاربرد های تشخیصی
TMS امروزه برای اندازه گیری فعالیت جریانهای خاص مغزی در انسان استفاده می شود. بیشترین استفاده شایع اندازه گیری MEP (ارتباط کورتکس اولیه مغزی با عضلات) می باشد که شامل پارامتر هایی چون MEP Amplitude، MEP Lateny، Central Motor Conduction Time می باشد و بیشترین استفاده آن در Stroke، ضایعات ستون فقرات ،MS و MND (بیماریهای نرون محرکه) می باشد. از موارد دیگر اندازه گیری SICI (Short Interval Intracortiocal Inhibition) که جریانهای داخل کورتس را بررسی می کند می باشد.Plasticity مغز را می توان با rTMS و تحریک Theta burst اندازه گیری کرد.
کاربرد های درمانی
مطالعات زیادی تأثیرات درمانی TMS و rTMS را در حالات نرولوژیک و روانپزشکی نشان داده اند.از موارد گزارش شده می توان بیماری های زیر را نام برد:
افسردگی (Depression) شدید و مقاوم به درمانتوانبخشی بیماران سکته مغزی Stroke و ضربه مغزی TBIPain Management و درد های مزمنپارکینسونکاهش درد در Fibromyalgiaسر درد MigrantsOCDEpilepsyPhantom limbAphasiaTinnitusHemispatial NeglectHallucination های شنوایی در اسکینروفرنیادیسفاژیدیستونیA.L.S
FDA Approval
از اکتبر 2008 TMS جهت درمان MD که قبلاً توسط دارو درمان شده و نتیجه رضایت بخشی حاصل نشده بود مورد تأیید FDA قرار گرفت. استفاده از آن در سایر بیماریهای نورولوژیک و Stroke Rehabilitation در مراکز تحقیقاتی انجام می شود.
اطلاعات تکنیکی
TMS بطور کلی القای جریانهای الکتریکی یک کویل حاوی سیم در نزدیکی سر بیمار قرار می گیرد. کویل توسط تخلیه سریع یک خازن بزرگ شارژ شده و یک جریان سریع در آن بر قرار می شود. این جریان باعث ایجاد میدانهای مغناطیسی مخروطی شکل در زیر آن می شود که در نهایت منجر به ایجاد جریانهای الکتریکی در مغز در جهت مخالف می گردد. این میدان معمولاً 3-2 سانتیمتر در مغز نفوذ می کند.شدت میدان مغناطیسی بکار رفته 2 تسلا در ناحیه Coil و 0.5 تسلا در کورتکس مغز می باشد. Rise time جریان msec 70-100 می باشد. فرکانس زیر 1 هرتز (Slow TMS) و بالای 1 هرتز (Rapid rate TMS) نامیده می شود. همچنین بر اساس شکل موج می توان آن را به انواع مونوفازیک Monophonic یا بی فازیک Biphasic تقسیم کرد.
به نام خداجناب آقای دکتر فروغبا سلاممحمد باقری هستم و از بوشهر مزاحم می شوم 41 سال سن دارم و در حدود 22 سال است که از مشکل روده رنج می برم و معمولاٌ دچار نفخ و یبوست می باشم و حدود 8 سال است که پاهایم از بالای زانو شدیداٌ درد می کند به خصوص در هنگام خواب یا پس از بیداری از خواب، به پزشک مراجعه نمودم و داروهای زیر را تجویز کرد1- کپسول رولاکس یک عدد قبل از صبحانه و یک عدد قبل از شام2- تری فلوئوپرازین یک میلی گرم یک عدد بعد از شام3- سیتالوپرام 200 میلی گرمی 6 روز اول نصف قرص بعد از صبحانه و به مدت 24 روز یک عدد بعد از صبحانه4- ورزش 20 دقیقه در هر روزحال این سوالات مطرح است1- آیا داروها مناسب است؟2- مصرف دو عدد رولاکس در هر روز با توجه به اسهالی شدن سیستم گوارشی اشکالی ندارد؟3- سیتالوپرام خواب آور است آیا میزان مصرف آن صحیح است؟بدیهی است پیشاپیش از وقتی که در اختیار بنده قرار می دهید سپاسگزاری می گردد و آرزوی سلامتی و دعای خیر برای حضرتعالی دارم.پاسخ:با سلام شما مبتلا به سندروم روده ناآرام یا آی بی اس هستید.این سندروم علت مشخصی ندارد ولی شایع است و با علائم اسهال یبوست نفخ همراه است علائم دیگر ماند اختلال خواب و اضطراب نیز در بعضی بیماران دیده می شود درمان دارویی آن صحیح انجام شده ورزش موثر است اضافه کردن روش بیوفیدبک می تواند بسیار موثر باشد ضمنا ورزشهای ارامش بخش مانند یوگا و... مفید است.برای انجام بیوفیدبک با در دست داشتن این ایمیل می توانید به کلینیک طب فیزیکی و توانبخشی فیروزگر مراجعه نمایید تلفن کلینیک 66572220من ادرس ایمیل شما را در اینترنت دیدمیک سوال داشتمیک شب خواب بودم یادم میاد کمی اعصابم خورد بود ( فکر کنم ) صبح که از خواب بیدار شدم نصف چپ بدنم کرخت شده بودالبته دو ساعت بعدش کرختی خوب شد دو روز گذشت روی صندلی که می نشستم کلا پای چپم مور مور می کرد خی لی اذیت می کردیک دکتر رفتم گفت سکته نیست فقط یک اسپاسم بوده دومیین دکتر مردی مسن بود بدون تردید گفت سینوزیت بوده راستی داداش یکی از دوستای ابجیم هم همین حالت رو داشته رفته دکتر گفته سینوزیت داریسومین دکتر هم گفت یک اسپاسم بودهو بعدش یک دکتر مغز و اعصاب رفتم گفت باید ام ار ای بدی معلوم میشه وقتی دید گفت هیچیت نیست اما انمی دانم چرا امپول تیدی کولین نوشته ام اس هم ندارمدکتر بعدی توی مشهد خیابان پرستار رفتم گفتاصلا تیدی کولین نیازی نبوده او گفت مشکلی نیست تو استرس داری و اضطراب و از همه مهمتر تو وسواس داریدو تا قرص اعصاب نوشت و الانم بهترماما از سکته جدید می ترسمچون توی اینترنت گفته هر اسپاسمی یک سکته جدید به دنبال دارهیک خواهش دارم به نظر شما در این سن کسی سکته می کنهچه نو ع دکتری با ید برم هر اتفاقی توی بدنم می افته تقصیر سکته می اندازم مثلا یه سردرد کوچک صبگاهی یا درد دل یا هر چیزیخیلی می ترسمراهنماییم کنید؟سنم 21با سلام در سن 21 سالگی سکته مغزی در شرایط خاصی اتفاق می افتد این موارد شما وجود بیماری قلبی ، اعتیاد به مواد مخدر مصرف چندین ساله داروهای استروییدی ،فشار خون بالا وجود بیماری کلیوی با دیالیز و وجود ترومبوز می باشد اگر این شرایط را ندارید امکان ایجاد سکته مغزی در شما بسیار ناچیز است. در صورتیکه فرض کنیم اتفاقی برای شما افتاده و شما ترس از سکته مغزی دارید چه باید کرد؟جلوگیری از سکته مغزی با اصلاح تغذیه ورزش درمانی و ورزشهای تفریحی نکشیدن سیگار امکان پذیر ست پس بجای اینکه نگران باشید زندگی عادی خود را با کمی تغییر ساماندهی کنید و این اتفاق گذرا را به فال نیک بگیرید که شما را وادار به تغییردر سبک زندگی و زندگی بهتر کرده است.تلفن کلینیک 66572220
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۴ ساعت 12:6 توسط دکتر بیژن فروغ
|
دكتر بيژن فروغ استاد دانشگاه ،رئیس بخش بیمارستان فیروزگر و مدیر گروه طب فیزیکی و توانبخشی دانشگاه،موسس مرکز تحقیقات دانشگاه، عضو انجمن بین المللی درد، عضو انجمن جهانی طب فیزیکی ،عضو انجمن جهانی توانبخشی مغز و اعصاب WFNR،عضو مرکز تحقیقات ضایعات نخاعی ،عضو مرکز تحقیقات دیابت