چند نکته در رابطه با کمردرد

  قابليت ارتجاع مفاصل بعضي از افراد بيش از حد معمول است و ممكن است بتوانند با پاهای صاف به طور كامل خم شوند. از نظر علمي به اين وضعيت، ((بيش تحركي)) (hyper mobility) گفته مي شود و به خصوص اكثر ژيمناست ها از اين ويژگي برخوردار هستند . مشاهده شده است كه اين افراد در اثر تكرار حركات شديد دچار ساییدگی مفاصل و كشيدگي بيش از حد رباط ها مي شوند.

·         فیزیوتراپی( درمان فيزيكي) در كمردردهايي كه بيش از چند هفته طول كشيده اند نقش مهمي در ايجاد تحرك و تقويت عضلات پشت و شکم و اطراف مهره ها و در نتيجه، درمان دردهاي مزبور دارد.

·         نحوه انجام فيزيوتراپي، مدت آن و وسايل مورد استفاده در آن، بر حسب هر بيمار و وضعيت بدني و سني وي متفاوت است. استفاده از سرما، گرما، لامپ هاي فرو سرخ، اولتراسوند، كشش، ماساژ، تحريك الكتريكي عصب از راه پوست (TENS) جزء برنامه هاي فيزيوتراپي است. فيزيوتراپي معمولاً زمينه را براي درمان هاي دراز مدت بعدي (مانند تمرينات ورزشی مخصوص) آماده مي كند. كشش، موجب كاهش فشار وارده بر اعصاب مي شود.

·         طب سوزنی در اثر تحريك آزاد شدن مواد شيميايي موسوم به ((آندورفين)) و ((آنكفالين)) در مغز و نخاع مسير حس درد را مسدود مي كند و در بعضي از افراد براي تسكين دردهاي ناحيه پشت و کمر موثر واقع مي شود.

·         بستن كمربند طبي ، حركات پشت و كمر را محدود مي كند و با اين كار موجب تسكين درد اين نواحي مي شود ولي پوشيدن دراز مدت آن ها موجب عدم تحرك و سفتي و خشكي كمر و پشت مي شود. بنابراين بايد هرچه زودتر فعاليت هاي معمولي را شروع كرد و از كمر بندهاي مزبور به طور طولاني استفاده ننمود.

 

منبع:برگرفته از کتاب کمردرد


علل کمردرد(3)

I10 . دردهاي ارجاعي (referred pains)

دردهاي ارجاعي به دردهايي گفته مي شود كه مركز آنها نقطه اي دورتر از محل درد قرار دارد. يكي از بهترين نمونه هاي اين نوع دردها، درد آنژين صدري يا حمله قلبي است كه گاهي در ناحيه گردن، شانه يا پشت و كمر حس مي شود.


I11 . تنگي مجراي مهره اي

در تنگي مجراي مهره اي كه ممكن است در مهره هاي گردن يا کمر يا هر دو ايجاد شود، به دليل تنگ شدگي مجراي مزبور، نخاع و اعصاب تحت فشار قرار مي گيرند. اين اختلال معمولاً در اثر افزايش سن روي مي دهد و گاهي به دليل بیرون زدگی دیسک مهره ای ، پوکی استخوان يا تومور ايجاد مي شود.

تنگي مجراي مهره اي ناحيه كمر موجب كمردرد و نيز درد احساس غير طبيعي درساق ها ، پاها و باسن ها، يا كاهش كنترل ادرار و مدفوع مي شود.


عل اصلي تنگي مجراي مهره هاي گردن، اسپونديلوز (ساییدگی) مهره هاي گردن، استخواني شدن منتشر و بيش از حد اسكلت با علت ناشناخته، يا كلسيفيه شدن رباط طولي خلفي هستند. اين بيماري در مردها شايع تر است و بيشتر از 40 تا 60 سالگي ديده مي شود. بيماري با راه رفتن اسپاستيك ، كرختي انتهاهاي فوقاني، ضعف اندام هاي فوقاني يا تحتاني يا هردو، درد ريشه اي اندام فوقانی ، تحليل رفتگي عضلاني، نقايص حسي و ناهنجاري هاي رفلكسي همراه است.


درمان، در موارد شديد عبارت است از فیزیوتراپی و استفاده از گردن بند طبی و موارد شديد بيماري نياز به جراحي دارد.

تنگي مجراي مهره اي كمري در اثر بزرگ شدگي سطوح مفصلي يا آرتروز، اسپوندیلولیستزیس، استخواني شدن منتشر و بيش از حد اسكلت با علت ناشناخته و بيماري فرسايشي (دژنراتيو) ديسك مهره اي ايجاد مي شود و معمولاً بعد از 50 سالگي روي مي دهد و در زن و مرد شيوع يكسان دارد.

اين بيماري با گرفتگي متناوب عصبي كه منجر به درد ساق ها، ضعف، گزگز و از بين رفتن رفلكس هاي تاندوني عميق مي شود همراه است. ممكن است كمر درد موجود باشد يا وجود نداشته باشد. معمولاً درد بيمار با راه رفتن تشديد و با نشستن بهتر مي شود. خم شدن به جلو درد را تسكين مي دهد و در مقابل، كشش ناحيه كمر و پشت در قسمت ران ها موجب تشديد درد مي شود. راه رفتن در سرازيري درد را افزايش و راه رفتن در سر بالايي ، درد را كاهش مي دهد. ام آر آي بهترين روش تشخيص بيماري است.


درمان عبارت است از : كاهش وزن، محدود كردن فعاليت مثلاً با استفاده از واكر و تزريق اپيدورال کورتون. در صورت شديد بودن درد، جراحي توصيه مي شود.


I12 . اسپونديلوز (spondylosis)

اسپونديلوز ، به ساييدگي ستون مهره ها گفته مي شود و بيماري بسيار شايعي است. ساييدگي مهره ها از حدود 25 سالگي به طور طبيعي آغاز مي شود و در ميانسالي تقريباً همه افراد مبتلا به آن هستند.

تحمل دائمي وزن بدن به وسيله كمر و خم شدن و چرخش مرتب آن موجب بروز اسپونديلوز كمري مي شود كه شايع تر از اسپونديلوز ساير مهره ها است. اسپوندیلوز كمر به ويژه در بين مهره هاي 4 و 5 و مهره پنجم و قسمت ابتداي استخوان خاجي شايع تر است كه موجب بروز درد سیاتیکی مي شود.

گاهي در اثر ساييدگي ، ديسك و غضروف يا سطوح مفصلي از بين مي روند. استخوان ها در حاشيه ديسك ها و سطوح مفصلي متورم مي شوند و قادر نيستند به راحتي حركت كنند. در نتيجه، سفتي ستون مهره ها بروز مي كند و ممكن است اعصاب، رباط ها و بافت هاي اطراف تحت فشار قرار بگيرند و دردناك شوند. بسياري از افراد مبتلا به ساييدگي شديد مهره ها دچار درد پشت يا كمر نمي شوند؛ در مقابل بعضي از افراد در اثر ساييدگي خفيف به درد شديد مبتلا مي شوند.


I13 . بيماري شوئرمن (Scheuermann,s disease)

بيماري شوئرمن نوعي بيماري خود محدود شونده دوران كودكي است كه از انواع بيماري هاي استخواني غضروفي نوجوانان به شمار مي آيد و مهره ها را مبتلا مي سازد. بيماري موجب كيفوز (قوز) ستون مهره ها مي شود. قسمت راس انحناي مهره هاي پشتي كاملاً سفت و دردناك است و فعاليت بدني و راه رفتن و نشستن طولاني موجب تشديد آن مي شود.


I14. نشانگان (سندرم) التهاب عضله تنشي

سندرم ميوزيت (التهاب عضله) تنشي (tension myositis syndrome;TMS) اختلالي است كه با نشانه هاي عصبي و روان تني اسکلتی و عضلانی و بيش از همه، كمردرد شناخته مي شود.

درد، سفتي، گزگز و كرختي در ناحيه پشت و كمر احساس مي شوند و ممكن است درد گردن، زانو و ساير نقاط بدن نيز وجود داشته باشند. تعدادي از محققان معتقدند كه علايم بيماري به ساير نقاط بدن تغيير محل مي دهند و همين ويژگي ، شاخص مهم آن است.

موجود نبودن علت فيزيكي شناخته شده در معاينه فيزيكي و آزمايشات و مطالعات تصوير برداري، و وجود نقاط حساس (كه بعضي از محققان تعداد آن ها را 6 نقطه حساس اصلي دانسته اند كه عبارتند از 2 نقطه در قسمت بالاي عضلات ذوزنقه اي، 2 نقطه در عضلات اطراف مهره هاي كمري و 2 نقطه در قسمت بالاي باسن ها) ، به تشخيص بيماري كمك مي كنند. اين نقاط در 99% بيماران مبتلا به سندرم مزبور وجود دارند. وجود سابقه اختلالات روان تني ديگر، مانند سندرم روده تحريك پذير و سردرد تنشي نيز به تشخيص بيماري كمك مي كند.

در بيماراني كه به سرعت بهبود نمي يابند بايد از روش هاي درمان حمايتي گروهي و / يا روان درماني استفاده كرد. بازگرداندن بيمار به شيوه زندگي طبيعي از طريق متوقف ساختن درمان هاي دستكاري مهره اي و فيزيوتراپي و برقراري فعاليت طبيعي صورت مي گيرد.

I15 . درد دنبالچه (coccydynia)

درد دنبالچه (كوكسيدينيا؛ coccydynia) در قسمت انتهاي ستون مهره ها احساس مي شود و اغلب به دنبال افتادن و يا پس از زايمان روي مي دهد، ولي در بسياري از موارد، عامل بيماري نامشخص است. در بعضي موارد، فشار دايمي مثلاً در اثر اسب سواري يا دوچرخه سواري مي تواند موجب شروع درد شود. به ندرت درد دنبالچه در اثر وجود تومور ناحيه مزبور ايجاد مي شود.

درد با يبوست شديد و در اثر اجابت مزاج تسكين مي يابد. نشستن بر روي ناحيه مبتلا موجب تشديد درد مي شود و از اين رو بايد براي نشستن، از كوسن هايي استفاده شود كه قسمت پشت آنها داراي بريدگي است و اين قسمت در ناحيه دنبالچه قرار مي گيرد (استفاده از كوسن هايي كه به شكل دونات هستند يعني قسمت مركزي آنها به شكل دايره، خالي شده است براي اين كار مفيد نيستند).

در موارد طولاني بيماري، از داروهاي ضدالتهابي و مسكن و داروهاي ضد افسردگی (مثل آمي تريپتيلين) استفاده مي شود. اغلب مسدود كردن موضعي عصب ناحيه، مفيد واقع مي شود.

I16 . تومورهاي استخواني

تومورهای استخوانی را مي توان به دو گروه ((اوليه)) (كه از خود استخوان منشاء مي گيرند) و ((ثانويه)) ( كه از نقطه اي به جز استخوان منشاء مي گيرند) تقسيم نمود. تومورهاي اوليه استخوان را مي توان به دو نوع ((خوش خيم)) و ((بدخيم)) (سرطانی) تقسيم كرد. تومورهاي خوش خيم شايع ممكن است علت نئوپلاستيك (ناشي از رشد جديد و كنترل نشده بافت)، تكاملي، ناشي از ضربه، عفوني، يا التهابي داشته باشند. نمونه هايي از تومورهاي خوش خيم استخواني عبارتند از : استئوم، استئوكوندروم، كيست آنوريسمي استخوان، فيبروديسپلازي.

تومورهاي بدخيم اوليه شامل استئوساركوم، كوندروساركوم، ساركوم يوئينگ و ساير انواع ساركوم ها هستند. ميلوم متعدد (ميلوم مولتيپل) نوعي سرطان خون است كه اغلب به شكل يك يا چند تومور استخواني تظاهر مي يابد. تومورهاي ثانويه استخوان شامل تومورهاي متاستاتيك هستند كه از ساير اعضا مانند پستان ، ريه و پروستات انتشار مي يابند. اين نوع تومورها، بيشتر، (اسكلت محوري را مبتلا مي كنند تا اسكلت ضميمه اي و تومورهايي كه از بافت نرم منشاء مي گيرند نيز ممكن است به طور ثانويه، از طريق تهاجم مستقيم، استخوان ها را گرفتار سازند. شايع ترين علامت تومورهاي استخواني، درد است ولي در بسياري از بيماران علايمي به جز يك توده بدون درد وجود ندارد. بعضي از تومورهاي استخواني موجب ضعيف شدن ساختار استخوان و شكستن آن مي شوند.

درمان تومورهاي استخواني بر حسب نوع آنها متفاوت است و از جراحي، قطع اندام، شيمي درماني، راديو تراپي تشكيل مي شود.

 

منبع:برگرفته از کتاب کمردرد

 

علل کمردرد(2)

علايم بيرون زدگي ديسك مهره اي

علايم فتق دیسک مهره ای بر حسب محل آن و انواع بافت هاي نرم گرفتار متفاوت است و مي تواند از درد خفيف يا عدم وجود درد در مواردي كه فقط ديسك، آسيب ديده است تا درد شديد و مقاوم گردن يا کمر با انتشار به نواحي مربوطه متغير باشد.

ساير علايم عبارتند از : تغييرات حسي مانند كرختي، گزگز، ضعف عضلانی ، فلج و تغيير رفلکس های تاندونی.

چنان چه فتق ديسك در ناحيه كمر باشد ممكن است به دليل تحرك عصب سیاتیک ، درد مسير مزبور نيز وجود داشته باشد. معمولاً بر خلاف درد گرفتگی عضلات كه ضرباني است يا شدت و ضعف پيدا مي كند، درد ناشي از بیرون زدگی دیسک مداوم است. ممكن است بيرون زدگي بدون درد يا با درد خفيف باشد و اين، به محل گرفتاري بستگي دارد. چنانچه ((هسته نرم)) دچار بيرون زدگي بر بافت هاي نرم يا اعصاب فشار وارد نياورد ممكن است علايمي ايجاد نشود.

به طور معمول، علايم يك طرفه هستند. چنان چه بيرون زدگي ديسك بسيار بزرگ باشد، بر نخاع يا دم اسب در ناحيه كمر فشار وارد آورد ممكن است علايم، دو طرفه باشند.

در معاينه، بالا آوردن مستقيم پا در حالي كه بيمار دراز كشيده است، ممكن است موجب بروز درد شود، هرچند كه ميزان اختصاصي بودن اين يافته كم است.

ام آر آي قادر است نخاع، ریشه های عصبی و نواحي اطراف آنها و نيز دژنراسيون و تومورهاي احتمالي و بافت هاي نرم را نشان دهد.

ميلوگرافي عبارت است از مشاهده مجراي مهره اي به دنبال تزريق ماده حاجب به داخل فضاهاي مايع مغزي نخاعي. تغيير محل ماده حاجب، ساختمان هايي را كه موجب وارد آمدن فشار بر نخاع يا اعصاب شده اند (مانند بيرون زدگي ديسك، تومورها يا خارهاي استخواني) نشان مي دهد.

از آنجا كه انجام ميلوگرافي نياز به تزريق مواد خارجي دارد، امروزه در اغلب موارد ، ام آر آی جاي آن را گرفته است هرچند كه ميلوگرافي به ويژه چنانچه همراه با سي تي اسكن انجام شود، همچنان بهترين روش براي نشان دادن ضايعات فضاگير (مثل تومورها) است.

درمان بيرون زدگي ديسك بين مهره اي

اكثر فتق هاي ديسك بين مهره اي خود به خود طي حدود 6 هفته بهبود مي يابند و نياز به جراحي ندارند.

اگر درد ناشي از بيرون زدگي ديسك يا پارگي آن، به دليل درد راديكوليت شيميايي باشد، قبل از جراحي بايد از رويكرد ضد التهابي استفاده كرد كه معمولاً در ابتدا با داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي (غیر کورتون) انجام مي شود ولي به دليل عوارض قلبي عروقي و گوارشي اين داروها در مصرف طولاني مي توان از تزريق كوروتون به فضاي مهره اي مجاور ناحيه درناك استفاده كرد. خوشبختانه امروزه روش هاي جديدي روي كار آمده اند كه به طور مستقيم بر TNF اثر مي كنند و با استفاده از آنها مي توان دردهاي مزمن و شديد مهره اي را كنترل كرد. توان بخشي، فیزیوتراپیُ داروهاي ضد افسردگی و به ويژه برنامه هاي ورزشی همگي مي توانند در كنار درمان ضد التهابي مورد استفاده قرار بگيرند.

داروهاي ضد درد غالباً در ابتدا، در زمان حاد بودن درد تجويز مي شوند تا به بيمار اجازه داده شود كه در مرحله بعدي تحت درمان با ورزش و كشش قرار گيرد.

روش هاي غير جراحي كنترل كننده درد عبارتند از :

o         استراحت در بستر و بستن کمربندطبی

o         فيزيوتراپي

o         دستكاري استخواني / كايروپراكتيك. البته ممكن است در بيماران مبتلا به بيرون زدگي ديسك، احتمال تشديد بيرون زدگي يا سندرم دم اسب، در اثر دستكاري وجود داشته باشد.

o       ماساژ درمانی

o         داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي

o         كورتون هاي خوراكي (مثل پردنيزون)

o         تزريق كورتون (كورتيزون) در فضاي بيرون سخت شامه (اپيدورا؛ epidural)

o         درمان کششی به اضافه آرام بخش و ضد درد داخل وريدي (Intravenous sedation,analgesia traction therapy ; IVSAAT)

o       کنترل وزن

o         درمان جراحي در موارد وجود نقيصه عصبي قابل ملاحظه يا عدم موفقيت روش هاي غير جراحي انجام شود. وجود سندرم دم اسب از موارد اورژانسي است كه به توجه فوري و احتمالاً عمل جراحي فشار زدايي از عصب نياز دارد.

درباره عصب سياتيك

عصب سياتيك (sciatic) قطورترين عصب بدن است و قطر آن به 2 سانتي متر مي رسد و ادامه دسته فوقاني شبكه عصبي خاجي است. اين عصب از سوراخ بزرگ سياتيك در لگن خارج مي شود و در بين استخوان ران و برآمدگي ايسكيال پايين مي آيد و در مسير قسمت پشتي ران تا نزديكي يك سوم تحتاني آن پيش مي رود و در آنجا به دو شاخه بزرگ، موسوم به عصب درشت نيي و عصب پرونئال مشترك تقسيم مي شود و نيز شاخه هاي مفصلی و عضلاني از آن جدا مي شوند.

در قسمت بالا، عصب در عمق عضله سريني بزرگ قرار دارد و سپس از ناحيه ران عبور مي كند و در اين محل با عصب جلدي پشتي ران و سرخرگ سريني تحتاني همراه است. در قسمت پايين تر، عصب سياتيك بر روي عضله دور كننده بزرگ قرار مي گيرد و به طور مايل به وسيله عضله دو سر ران قطع مي شود و سپس بر روي قسمت پشت ران ظاهر مي شود و تا حفره كشكك زانو پيش مي رود.

شاخه هاي مفصلي عصب سياتيك به مفصل ران و شاخه هاي عضلاني آن به عضلات دو سر ران و چند عضله ديگر عصب مي دهند. شاخه درشت نيي عصب سياتيك به شاخه هاي مفصلي (مفصل زانو) ، عضلاني (عضلات ساق پا ) و شاخه هاي كف پايي (كه به كف پا و انگشتان پا عصب مي دهند) تقسيم مي شود. درد عصب سياتيك ممكن است فقط به صورت سوزش خفيف يا درد مبهم حس شود و يا به حدي شديد باشد كه توانايي راه رفتن را كاهش دهد . درد عصب سياتيك اغلب در مسير ساق پا احساس مي شود و با كمر درد توام است. درد سياتيك از ناحيه باسن به ساق پا و سپس پا و انگشتان پا انتشار مي يابد.

دو دليل شايع تحت فشار قرار گرفتن عصب سياتيك عبارتند از بيرون زدگي (فتق) ديسك مهره اي و تنگي مجراي مهره اي.

همچنين ممكن است درد سياتيك در اثر آسيب ناگهاني (مثل دويدن خيلي شديد يا بلند کردن اجسام سنگین) ايجاد شود. درد سياتيك معمولاً يك طرفه و گاهي دو طرفه است.

نكته

از سال 1998 داروهاي اختصاصي و پر قدرت مهار كننده TNF ، در يالات متحده در دسترس قرار گرفتند. اين داروها در سال 2001 در درمان سياتيك در مدل هاي تجربي بسيار موثر واقع شدند. تاثير يكي از اين داروها، با نام اتانرسپت etanercept در درمان دردهاي شديد ناشي از بيرون زدگي يا پارگي ديسك مهره اي در مقالات متعدد منتشر شده است.

I6 .اسپوندیلولیستزیس(spondylolisthesis)

اسپونديلوليستزيس عبارت است از تغيير محل يك مهره يا قسمتي از ستون مهره ها نسبت به مهره زيرين خود. در اين اختلال ، مهره، مقداري به سمت جلو تغيير محل مي دهد. شايع ترين مهره اي كه مبتلا به اسپونديلوليستزيس مي شود، پنجمين مهره كمري است.

امروزه عقيده بر آن است كه نقيصه موجود در اثر شکستگی هاي كوچك ناشي از استرس كه ترميم نمي يابند و عدم جوش خوردگي مزمن آن ها روي مي دهد. اين اختلال در ورزشكاراني كه بدن آن ها دچار كشش بيش از حد و مكرر مي شود (مانند ژيمناست ها) شايع تر است.

اسپونديلوليستزيس موجب سفتي عمومي پشت و كمر و تغيير در وضعيت ظاهري بدن و راه رفتن مي شود . بدن كمي به سمت جلو خم مي شود و / يا ((لوردوز)) به وجود مي آيد و با پيشرفت بيماري راه رفتن فرد به شكل ((راه رفتن مرغابي)) در مي آيد، يعني به دليل كاهش تحرك عضلات هامسترينگ، لگن بيش از حد دچار چرخش مي شود. درمان، عبارت است از استفاده از داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي، گرمادرماني، تحريك الكتريكي، كشش مهره هاي كمر و در موارد مقاوم، تزريق اپيدورال آمپول هاي حاوي كورتون.

I7 . اسپونديلوليز (Spondylolysis)

اسپوندیلولیز نقيصه اي در قسمت بين مفصلي مهره است كه در اكثر موارد در پنجمين مهره كمري ديده مي شود ولي ممكن است در ساير مهره هاي كمري و نيز در مهره هاي پشت نيز روي دهد. 3 تا 6 درصد افراد به اين بيماري دچار مي شوند. بيماري به طور معمول در اثر شكستگي هاي ناشي از استرس روي مي دهد و با فعاليت مخصوصي مانند بلند كردن اجسام سنگين و ورزش ژيمناستيك مرتبط است و زمينه ارثي دارد.

اسپونديلوليز شايع ترين علت اسپونديلوليستزيس در كودكان است. در افراد بزرگسال، بيماري دژنراتيو ديسك (آرتروز) به طور شايع منجر به اسپونديلوليستزيس بدون اسپونديلوليز مي شود . در اين موارد، مجراي مهره اي تنگ مي شود.

I8 . بيماري اسپونديليت آنكيلوزان(ankylosing spondylitis; AS)

اين بيماري، نوعي بيماري مزمن و دردناك، به صورت التهاب مفصلي (آرتریت) استحاله اي (دژنراتيو) است كه عمدتاً مهره ها و مفاصل خاجي لگني (ساكروايلياك) را مبتلا مي سازد كه در نهايت موجب جوش خوردگي مهره ها به يكديگر مي شود.

بيماري معمولاً در افراد 15 تا 30 ساله ديده مي شود و با درد مزمن و سفتي قسمت پايين ستون مهره ها (كمر) همراه است.

اين بيماري علاج قطعي ندارد ولي با فيزيوتراپي و ورزش، توام با مصرف دارو تسكين مي يابد. داروهاي ضد درد، شامل داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي مانند آسپيرين، ايبوپروفن، ايندومتاسين و ناپروكسن موثر است.

در موارد شديد بيماري يه ويژه در ناحيه زانو و مفصل ران از جراحي استفاده مي شود. بيماري اسپونديليت آنكيلوزان ممكن است به طرف بالا پيشرفت كند و موجب سفتي مهمره هاي پشت شود و در موارد شديد با خشكي شديد و بي حركتي ستون مهره ها همراه شود. احساس درد و خشكي با ورزش و حركت كاهش و با استراحت افزايش مي يابد.

I9 . بيماري فيبرومالژي و بيماري پلي ميالژي روماتيكا(fibromyalgia and polymyalgia rheumatic)

بعضي از افراد مبتلا به فيبرومالژي ، سال ها براي تشخيص بيماري خود به پزشكان مختلف مراجعه مي كنند ولي به نتيجه نمي رسند و يا بيماري آنها به اشتباه ، بيماري ديگري تشخيص داده مي شود.

بيماري ديگري موسوم به پلي ميالژي روماتيكا وجود دارد كه با فيبروميالژي اشتباه مي شود زيرا نشانه هاي آن بسيار شبيه به فيبروميالژي است ولي درمان آن با درمان فيبروميالژي تفاوت دارد. چنانچه بيماري پلي ميالژي روماتيكا درمان نشود مي تواند منجر به عوارض شديد شود.

فيبروميالژي با دردهاي منتشر گردن، پشت، كمر، دست و پا همراه است و اغلب نقاط دردناك و حساسي بر روي مفاصل خاجي لگني، آرنج ها و زانوها وجود دارند و در آزمايشات به عمل آمده نكته خاصي يافت نمي شود و ممكن است بيماري موجب ناراحتي، افسردگي و خستگي شود.

اكثر بيماران مبتلا به فيبرومالژي دچار سردرهای میگرنی و سندرم روده تحريك پذير هستند.

بيماري پلي ميالژي روماتيكا ، نوعي بيماري التهابي عضلات و مفاصل است كه موجب درد عضلاني متوسط تا شديد، همراه با سفتي پايدار مفاصل مي شود. اغلب، تشخيص اين بيماري به دليل شباهت آن به تعدادي از بيماري هاي ديگر دشوار است. علاوه بر اين بيماري به طور معمول در معاينات فيزيكي مشاهده نمي شود. اين بيماري خيلي شايع است و يك نفر از هر 200 مرد و زن در ايالات متحده مبتلا به آن هستند. بيماري در زنان 2 برابر مردان است و ممكن است در اثر اختلال خود ايمني (كه طي آن گلبول هاي سفيد خون به لايه پوشاننده مفاصل حمله مي كنند و موجب التهاب آنها مي شوند) ايجاد شود.

علايم اصلي بيماري عبارتند از : درد و سفتي عضلات بالا زانوها، بالاي ران ها، گردن، لگن و شانه ها. خستگي، سفتي صبحگاهي، بي اشتهايي، كاهش وزن، تب و افسردگي، از علايم ديگر هستند.

فيبروميالژي و پلي ميالژي روماتيكا هر دو با درد منتشر، سفتي صبحگاهي، افسردگي و خستگي همراه هستند. براي درمان بيماري از داروهاي ضد التهاب غير استروييدي، تغذيه صحيح و ورزش روزانه استفاده مي شود.

 

منبع:برگرفته از کتاب کمردرد

علل کمردرد (1)

کمردرد علل بسياري دارد و توضيح درباره آنها در كتب مختلف تخصصي پزشكي آمده است. اما ذكر چند مورد از انواع علل كمردرد ضرورت دارد:

I1 .بيماري استحاله اي (دژنراتيو) دیسک مهره ای

شايع ترين علت استحاله (تغيير شكل) ديسك مهره اي ، ضربه هاي كوچك يا بزرگ، مانند بلند کردن ساده اجسام سنگين هستند. پس از ضربه، ديسك هاي بين مهره اي واقع در مهره ها، آب خود را از دست مي دهند و خشك مي شوند و قادر به جذب ضربه هاي وارد شده به فضاي بين مهره ها نيستند. از آنجا كه خون رساني به ديسك هاي بين مهره اي بسيار كم است، اين ديسك ها نمي توانند خود را ترميم كنند.

در انواع علامتدار، گاهي كمردرد مزمن با انتشار به ران ها، باسن ها يا كشاله ران در هنگام راه رفتن و گزگز يا ضعف زانوها وجود دارند. ممكن است همين درد (يا با شدت بيشتر) در هنگام نشستن، خم شدن، بلند شدن يا چرخيدن هم احساس شود.

اين بيماري مي تواند منجر به وضعيت ناتوان كننده مزمني شود كه تاثير منفي جدي بر نحوه زندگي فرد مي گذارد. در موارد شديد بودن درد، درمان های غیر جراحی مرسوم غالباً بي تاثير هستند، ولي در غالب موارد فیزیوتراپی مجموعه درمان كايروپراكتيك و دستكاري، دستكاري استخواني، داروهاي ضد التهاب غير استروييدي، كايروپراكتيك يا تزريق نخاعي موثر واقع مي شوند.

چنان چه درمان محافظه كارانه طي 2 تا 3 ماه موثر واقع نشود، درمان جراحي توصيه مي شود.چنانچه درد كمر يا ساق پا موجب محدوديت فعاليت عادي شود، يا در صورت وجود ضعف يا كرختي ساق پاها، مشكل بودن راه رفتن يا ايستادن، يا بي تاثير بودن درمان دارويي يا فيزيوتراپي ممكن است جراحي (غالباً به صورت ادغام مهره ها) ضرورت يابد.

I2 .پوكي استخوان (استئوپورز)

پوکی استخوان نوعي بيماري استخواني است كه احتمال شکستگی استخوان را افزايش مي دهد. در اين بيماري، تراكم ماده جامد (معدني) استخوان (bone mineral density؛ BMD) كاهش مي يابد، ساختار ميكروسكوپي استخوان از هم گسيخته مي شود و مقدار و تنوع پروتئين هاي غير كلاژن موجود در استخوان تغيير مي كند. سازمان بهداشت جهاني (WHO) پوكي استخوان در زنان را BMD كمتر از 5/2 انحراف معيار استاندارد از حداكثر توده استخواني مي داند (كه مطابق است با متوسط ميزان موجود در يك زن 20ساله سالم). پوكي استخوان بيش از همه در زنان و در سنين پس از یائسگی ايجاد مي شود كه در اين حالت به آن پوكي استخوان (استئوپورز بعد از يائسگي) مي گويند ولي ممكن است در مردان مسن و نيز در هر فرد مبتلا به اختلالات ويژه هورموني و ساير بيماري هاي مزمن يا در نتيجه مصرف بعضي داروها، به خصوص كورتون ها روي دهد كه نوع اخير را پوكي استخوان بر احتمال بروز شكستگي استخوان ناشي از شكنندگي، اين بيماري بر ميزان اميد به زندگي و كيفيت زندگي اثر چشمگيري دارد.

آيا مي توان از پوكي استخوان پيشگيري كرد ؟

مي توان از پوكي استخوان با ايجاد تغييراتي در نحوه زندگي و گاهي با مصرف دارو پيشگيري كرد و در افراد مبتلا به پوكي استخوان، درمان عبارت است از تغيير شيوه زندگي، پيشگيري از زمين خوردن و مصرف داروها (کلسیم ،ويتامين D ، بسيفوسفونات ها و چندين نوع داروي ديگر).

پوكي استخوان نشانه هاي اختصاصي ندارد و پيامد اصلي آن افزايش خطر شكستگي هاي استخواني است و اين شكستگي ها، در شرايطي روي مي دهند كه افراد سالم، به طور طبيعي در اين شرايط دچار شکستگی نمي شوند؛ از اين رو، شكستگي هاي مزبور را شكستگي هاي ناشي از شكنندگي استخوان مي نامند.

اين نوع شكستگي هاي به طور معمول در ستون مهره ها، لگن ،مفصل ران و مچ روي مي دهند.

نشانه هاي شكستگي هاي همراه با فشردگي مهره ها عبارتند از : كمردرد ناگهاني، اغلب توام با درد تير كشنده ناشي از تحت فشار قرار گرفتن عصب و به ندرت همراه با تحت فشار واقع شدن نخاع و ايجاد نشانگان (سندرم) دم اسب.

((دم اسب؛ cauda equine)) به قسمت نتهايي نخاع گفته مي شود كه در ناحيه اولين مهره كمري قرار دارد و دسته متشكل از ريشه هاي عصبي كمري، خاجي و دنبالچه اي است كه از نخاع خارج مي شوند و در مسير مجراي مهره اي خاجي و دنبالچه اي، قبل از رسيدن به سوراخ بين مهره اي هر مهره پايين مي روند.

اين مجموعه به دم اسب، شباهت دارد. در سندرم دم اسب، ریشه های عصبی قسمت پاييني كمر و قسمت مهره خاجي تحت فشار قرار مي گيرند و در نتيجه، حس در ناحيه باسن از دست مي رود، ساق پاها دچار ضعف مي شوند و رفلكس ها كاهش مي يابند و بي اختياري ادراري و مدفوعي به وجود مي آيد. چنان چه مهره هاي متعدد در اثر پوكي استخوان دچار شكستگي شوند، بدن بيمار به فرم خميده (قوز كرده) در مي آيد، قد بيمار كوتاه مي شود و درد مزمن همراه با كاهش تحرك وجود دارد.

در خانم ها، تراكم استخوان به دليل كاهش هورمون استروژن در سنين يائسگي به سرعت كاهش مي يابد. ولي در آقايان كاهش هورمون تستوسترون تاثير قابل مقايسه (ولي كمتري) بر كاهش تراكم استخوان و ايجاد پوكي استخوان دارد. در افرادي كه قبلاً در اثر پوكي استخوان دچار شكستگي شده اند، احتمال شكستگي بعدي حداقل 2 برابر بيشتر از فردي در همان سن و با همان جنسيت ولي بدون شكستگي قبلي است.

بهترين روش براي تشخيص پوكي استخوان، آزمايش تراكم استخوان است كه بهتر است در زنان بالاي65 سال و يا افراد بالاي 60 سالي كه در خطر پوكي استخوان قرار دارند انجام شود. در صورت وجود سابقه فاميلي پوكي استخوان در افراد فاميل، احتمال بروز مشكل در فرد افزايش مي يابد.

در افراد لاغر و داراي جثه كوچك تر به دليل كمتر بودن توده استخواني، احتمال بروز پوكي استخوان بيشتر است.

استعمال دخانيات احتمال پوكي استخوان را افزايش مي دهد. احتمال ايجاد پوكي استخوان در زنان مبتلا به سرطان پستان به خصوص در صورتي كه شيمي درماني شوند افزايش مي يابد. رژیم غذایی فاقد كلسيم، نقش مهمي در ايجاد پوكي استخوان دارد. انجام ورزش به پيشگيري از پوكي استخوان كمك مي كند. مصرف الكل موجب كاهش تشكيل استخوان و تداخل با جذب كلسيم به وسيله بدن و در نتيجه ، بروز پوكي استخوان مي شود.

آيا مي توان پوكي استخوان را درمان كرد؟

براي پيشگيري يا درمان پوكي استخوان، هيچ وقت خيلي دير، و هيچ گاه خيلي زود نيست.

بهترين راه براي درمان و پيشگيري از پوكي استخوان، مصرف مقدار كلسيم همراه با منيزيم، مواد معدني لازم، ويتامين D3 و ويتامين K2 در رژيم غذايي است. ويتامين D به جذب كلسيم كمك مي كند و بايد به مقدار كافي مصرف شود. ويتامين D از راه غذا و تابش نور آفتاب (10 تا 15 دقيقه تابش آفتاب به دست ها، بازوها و صورت، 2 تا 3 بار در هفته) به بدن مي رسد.

منيزيم و كلسيم همراه با يكديگر در استخوان ها و خارج از بافت های نرم بدن تجمع مي يابند.بهترين راه دريافت مواد معدني، خوردن حبوبات و سبزيجات (به ويژه سبزيجات سبز رنگ و برگدار حاوي كلروفيل) است. كلسيم به مقدار زياد در گوشت، لبنيات، بستني، تخم مرغ و غلات و منيزيم در لوبيا، كلم بروكلي، ماهي هاليبوت، آجيل، صدف خوراكي و اسفناج يافت مي شود.

تحقيقات اخير نشان داده اند كه ويتامين K2اهميت بسيارزيادي براي سلامت استخوان ها دارد. ويتامين K به طور طبيعي به وسيله بدن ساخته نمي شود.

ويتامينK2 به انواع MK-4، MK-7 و چند نوع ديگر تقسيم مي شود و ثابت شده است كه ويتامين MK-7كامل تر است و فوايد اضافي براي سلامت قلب دارد. ويتامين K1 در سبزيجات داراي برگ سبز، روغن زيتون، پنير، جگر و سويا يافت مي شود ولي ويتامين K2 فقط در غذاي سنتي ژاپن موسوم به ناتو كه نوعي صبحانه است و با سوياي بخار پز و تخمير شده ساخته مي شود وجود دارد.

ورزش سرعت از دست رفتن استخوان را كاهش مي دهد، قدرت عضلاني را افزايش مي دهد و از تخريب استخوان جلوگيري مي كند. قدم زدن، دويدن، بالا رفتن از پله، باغباني، یوگا ، تنيس، يا بلند كردن اجسام (نه چندان سنگين) همگي به درمان پوكي استخوان كمك مي كنند.

نوعي جلبك (Algae Cal) به عنوان درمان طبيعي پوكي استخوان شناخته شده است. اين جلبك تنها منبع گياهي كلسيم است و همچنين در آن، منيزيم، مواد معدني، ويتامين D3 و ويتامين K2 يافت مي شود. امروزه، استرونسيوم سيترات به صورت نوعي مكمل موسوم به Strontium Boost در دسترس قرار دارد كه از اهميت زيادي در تشكيل ماده معدني ساختار استخواني بر خوردار است.

I3 .نرمي استخوان (استئومالاسي)

نرمي استخوان (استئومالاسي osteomalacia)در اثر معدني شدن (مينراليزاسيون) ناكافي يا تاخيري استخوان ايجاد مي شود و با راشيتيسم دوران كودكي مطابقت دارد و در حقيقت فرم خفيف تر آن است و در بزرگسالان ديده مي شود. بيماري ممكن است به صورت دردهاي منتشر استخواني، ضعف عضلانی و شكنندگي استخوان ها تظاهر يابد و علت شايع آن ، كمبود ويتامين D است كه به طور طبيعي از راه رژيم غذايي و / يا تماس با نور آفتاب به بدن مي رسد. نرمي استخوان، نقص در معدني شدن شبكه پروتئيني استخوان (موسوم به استئوييد) است كه در اثر كمبود ويتامين D ايجاد مي شود. كمبود تماس با نور آفتاب به ويژه در افراد داراي پوست تيره، كمبود مقدار ويتامين D در رژيم غذايي يا اشكال در متابوليسم ويتامين D و فسفر ، سوء تغذيه دوران بارداری، نشانگان(سندرم) سوء جذب و نارسايي مزمن كليه از علل ايجاد نرمي استخوان هستند.

بيماري در بزرگسالان به صورت بي سر و صدا و با كمردرد و درد در ناحيه ران ها شروع مي شود و سپس به بازوها و دنده ها انتشار مي يابد. درد، تير كشنده نيست و به شكل قرينه و همراه با حساس شدن استخوان هاي گرفتار احساس مي شود.

عضلات بالاي ناحيه گرفتار دچار ضعف مي شوند و بيمار هنگام بالا رفتن از پله ها و بلند شدن از وضعيت چهار زانو دچار مشكل مي شود. راه رفتن بيمار به شكل ((راه رفتن مرغابي)) در مي آيد. در اكثر موارد تنها نشانه بيماري، خستگي مزمن و درد استخواني است.

مقدار ويتامين D خون كاهش نشان مي دهد و در راديو گرافي استخوان ها، شكستگي هاي كاذب و بیرون زدگی دیسک حفره مفصل استخوان ران با لگن ديده مي شود.

بيماري با تجويز هفتگي 000/200 واحد ويتامين Dبه مدت 4 تا 6 هفته و سپس روزانه 1600 واحد يا هر 4 تا 6 ماه، 000/200 واحد از ويتامين مزبور به خوبي درمان مي شود.

I4 .بيماري پاژه (پاژت)

بیماری پاژه (پاژت ؛ Paget)، نوعي بيماري استخواني غير متابوليك است كه به طور شايع ديده مي شود و معمولاً افراد ميانسال و مسن را گرفتار مي كند و با تخريب بيش از حد و ناگهاني استخوان و ترميم سازمان نيافته استخوان مشخص مي شود. علت بيماري ناشناخته است و مي تواند به خميدگي استخوان هاي دراز و بدشكل شدن استخوان هاي مسطح منجر شود. استخواني كه به شكل جديد ترميم مي شود غير طبيعي و نرم است و ممكن است به سادگي بشكند يا بر روياعصاب و رباط ها فشار بياورد و موجب درد و حساس شدن استخوان ها شود.

بيماري پاژه اغلب، لگن، استخوان ران، مهره ها و جمجمه را گرفتار مي كند. گرفتاري جمجمه ممكن است موجب كري شود. درمان عبارت است از تجويز بيسفوسفونات ها .

I5 .فتق (بيرون زدگي) ديسك مهره اي

فتق(بیرون زدگی)دیسک مهره ای كه به اشتباه به آن لغزندگی هم گفته مي شود در اثر پاره شدن حلقه فيبري خارجي ("حلقه فيبري" يا "annulus fibrosus") ديسك بين مهره اي و در نتيجه، بيرون زدگي بخش نرم مركزي مهره (موسوم به "هسته نرم" يا "nucleus pulposus") به وجود مي آيد اين پارگي ممكن است منجر به آزاد شدن مواد واسطه اي شيميايي التهابي شود كه اين مواد مي توانند به طور مستقيم، حتي در غياب فشردگي ريشه عصبي، موجب بروز درد شديد شوند.

علت مصرف داروهاي ضد التهاب در دردهاي ناشي از بيرون زدگي، پيش آمدگي، تورم يا پارگی دیسک بین مهره ای نيز همين آزاد شدن مواد شيميايي التهاب زا است.

به طور معمول، پس از آنكه برآمدگي ديسك براي مدتي وجود داشت (در اين اختلال، لايه هاي حلقه فيبري هنوز هم سالم هستند)، بيرون زدگي ديسك روي مي دهد.

امروزه اهميت "راديكوليت شيميايي" در ايجاد كمردرد بيشتر شناخته شده است. هدف اصلي جراحي، برداشتن "فشار" يا كاهش فشردگي مكانيكي از روي عناصر عصبي اعم از نخاع يا ريشه عصبي است. مطالعات كنوني به طور فزاينده نشان مي دهند كه كمردرد به جاي آنكه فقط ناشي از فشردگي عصب باشد، ممكن است تنها به دليل التهاب شيميايي ايجاد شود. در 5 سال گذشته شواهد فزاينده اي درباره وجود يك واسطه التهابي اختصاصي ايجاد كننده درد مزبور مورد توجه قرار گرفته است. اين مولكول التهابي كه به عنوان "عامل نكروز تومور آلفا" (tumor ecrosis fator alpa; NFQ) مي گويند نه تنها هوسيله ديسك دچار بيرون زدگي بلكه در ديسك هاي مبتلا به ژارگي و نيز در مفاصل سطحي و تنگي مجراي مهره اي نيز توليد مي شود. NFQ ممكن است علاوه بر ايجاد درد و التهاب، به استحاله (تغيير شكل) ديسك مهره اي نيز منجر شود.

واژه متداول "لغزندگی دیسک" ، اصطلاحي نا صحيح است زيرا ديسك بين مهره اي به طور كاملاً محكم در بين دو مهره قرار مي گيرد و نمي تواند دچار لغزندگي و يا حتي"خارج شدن از محل خود" شود ولي ديسك مي تواند دچار چرخش يا كشيدگي خفيف شود.

همچنين ممكن است ديسك دچار پارگي، فتق (بيرون زدگي)، تغيير فيزيكي بافتي (استحاله يا دژنراسيون) شود. البته ممكن است جسم (تنه) يك مهره نسبت به تنه مهره مجاور خود، دچار لغزش نسبي شود كه به اين وضعيت اسژوندیلولیستزیس (spondylolisthesis) به معني تغيير مكان (لغزش) مهره بر روي مهره تحتانی و به سمت جلو گفته مي شود و مي تواند ديسك بين دو مهره را تخريب كند. بيرون زدگي ديسك مهره اي ممكن است در هر مهره اي روي دهد ولي بيرون زدگي ديسك گردني و كمري از ساير مهره ها شايع تر است. بيرون زدگي مهره هاي كمري شايع ترين نوع بيرون زدگي هاي مهره اي است و موجب كمردرد (لومباگو؛ lumbago) مي شود كه اغلب با درد ساق پا نيز همراه است كه در اين صورت به آن ((سیاتیک)) (sciatica) مي گويند.

بيرون زدگي ديسك كمر، 15 برابر شايع تر از دیسک گردن و يكي از شايع ترين علل كمردرد است.ديسك هاي گردن در 8% موارد و ديسك هاي ناحيه پشت (سينه) فقط در 1 تا 2 درصد موارد دچار بيرون زدگي مي شوند. دو فضاي اول بين مهره اي (يعني فضاهاي بين مهره اول و دوم و سوم گردن)، و استخوان هاي خاجي و دنبالچه داراي ديسك بين مهره اي نيستند.

اكثر موارد بيرون زدگي ديسك بين مهره اي در دهه سوم يا چهارم زندگي، يعني هنگامي كه هسته نرم ( NUCLEUS PULPOSUS)هنوز حالت ژلاتيني دارد روي مي دهند. با افزايش سن، اين هسته خشك مي شود و خطر بيرون زدگي آن بسيار كاهش مي يابد. پس از 50 يا 60 سالگي، اغلب آرتروز و يا تنگي مجراي مهره اي باعث ايجاد كمردرد و يا درد ساق پا مي شوند.

بيرون زدگي ديسك كمر، اغلب در مهره هاي چهارم وپنجم روي مي دهد و بيماري با درد ناحيه كمر، باسن ها و ران همراه است و ممكن است به پا و / يا انگشتان پا امتداد پيدا كند. گرفتاري عصب سیاتیک شايع تر از ساير اعصاب است. عصب راني هم ممكن است گرفتار شود و در تمام يك يا هر دو ساق و يا حتي پاها ايجاد گز گز نمايد و يا با سوزش ران ها و ساق ها همراه باشد.

فتق ديسك ممكن است در افرادي كه دائماً در حالت نشسته قرار دارند و به ويژه در اشخاصي كه مرتباً اجسام سنگين را بلند مي كنند ايجاد شود. آسيب ديدگي هاي ضربه اي (سريع)ديسك هاي كمري به طور شايع هنگامي ايجاد مي شوند كه فرد بر روي مچ پا خم شده و ناگهان ، بدون استفاده از ساق ها از جا بر مي خيزد. كمردرد خفيف نشان دهنده پارگي كلي ديسك است كه ممكن است موجب بروز يك رويداد ضربه اي ناشي از خم شدن براي برداشتن شيئي مانند مداد از روي زمين شود.

هنگامي كه مهره در وضعيت مستقيم قرار دارد (مثلاً در زمان ایستادن یا دراز کشیدن) فشار داخلي به طور مستقيم بر روي تمام بخش هاي ديسك تقسيم مي شود. در هنگام فشار داخلي به طور مستقيم بر روي تمام بخش هاي ديسك تقسيم مي شود. در هنگام نشستن يا خم شدن براي بلند كردن اشياء فشار داخلي وارد شده بر ديسك مي تواند از 17psi (در حالت دراز كش) به بيش از psi300 (در حالت بلند كردن شيء، در وضعيتي كه پشت و كمر خم شده است) برسد.

حركت محتويات ديسك مهره اي به داخل مجراي اعصاب مهره اي هنگامي روي مي دهد كه پوشش غشاي ديسك (حلقه فيبري) در زمان نشستن يا خم شدن، از سمت جلو (به طرف شکم) تحت فشار قرار گيرد و به طرف عقب كشيده شود.

مجموعه نازك شدن غشا ناشي از كشش و افزايش فشار داخلي (Psi 300 – 200 ) منجر به پارگي حلقه فيبري مي شود. سپس محتويات ژله مانند ديسك به داخل مجراي مهره اي حركت مي كنند و اعصاب را تحت فشار قرار مي دهند كه در نتيجه، دردي شديد و معمولاً ناتوان كننده را به همراه دارد




منبع:برگرفته از کتاب کمردرد